اگر قلم بگذارد ، امشب از غمهایم خواهم نوشت ! خواهم نوشت از غمهایی که شیرینیاش حتی در زیر این خاک هم گلویم را میزند ! خواهم نوشت از سنگینی خاطراتی که سنگینی قبر را برایم سهل کرده ! خواهم نوشت اگر قلم بگذارد !
مینویسم از شبهای این قبرستان ! شبهایی که تنها انتظار روز شدن را میکشند ! شبهایی که با تمام بیداریهایش خواب واقعیت را بر دیدگان میآورد ! شبهایی که مردگان قبرهای خود را میگشایند ! مینویسم از روز این شبها ! روزهایی که به انتظار شب ، روشن و سوزان میدرخشد ! روزهایی که شاید واقعیتشان خوابی باشد بر چشمهای مردگان !
خواهم نوشت اگر قلم بگذارد ! مینویسم از ندای پشیمانی و از صوت گریه گناهکاران ! مینویسم از شادی نوادگان آتش ! مینویسم از صدای خوش آتش که حتی بعد از توبه هم مجذوبش میشوند توبهکاران ! مینویسم از صورت زیبای آتش ! مینوسم از شیطان !
خواهم نوشت اگر قلم بگذارد ! مینوسم از نوادگان شب ! مینویسم از جامهایی که گاه بالا میروند و بر خاک ریخته میشوند ! مینویسم از بزم شیطان ! مینویسم از طعم تلخ خون !
خواهم نوشت از فریبی که زندگان را میآزماید ! فریب آن صدای دلنشین که طنینش گوشها را نوازش میکند ! مینویسم از زیبایی آن شعلههای آتش که زیباییاش دل هرکس را میسوزاند و گاه خاکستر خوبیشان حسرت آن نگاه اشتباه را میخورد !
خواهم نوشت اگر قلم یاری کند ! مینویسم از خندههای تلخی که شیطان وجودم ، صبح و شب بر پیکر بیجانم میکند ! مینویسم از تمسخر شیطان ناتوان بر ناتوانیام از زندگی ! مینویسم از حسادت فرشته آتش بر فرشته خاکی ! مینویسم چراکه وقتی شیطان با آن طنین گوشنوازش از پوچی مرگم میخواند به عظمت مرگ بیصدایم پی میبرم !
خواهم نوشت اما گویی این نوشتن اجازهها میخواهد !
******************
چشم نوشت ١ : .... و خواب مُردگان خفته را آشفتهتر سازد ...
چشم نوشت ٢ : آقا محمد مُردن دل میخواد نه دلیل !
چشم نوشت ٣ : برا ثبت نام تکمیل ظرفیت من و علیرضا کلی برا هم ولخرجی کردیم ! من پیک سنجش خردیم به مبلغ ۶٠٠ تومن ! علی هم فیش بانکی من رو ریخت به مبلغ ١۴۵٠ تومن ! فک کنم تا مدتها سر زبونها باشیم ما ٢ تا ! البته من ضرر بیشتری کردم !!
****************
وقت زندگان : ممنون از هم دوستان که جمله گفتن :
اما بهترین جمله :
نبش قبر مثل باز کردن تمام گرههای فلسفی بیهوده است !
" فاحشه باکره "
آدرس رو لینک خواهم کرد !

