بدون تفکر تنها به دنبال موضوعی برای نوشتن می گردم ! ابتدا به فکر گفتگو با شیطان می افتم ! صدایی در درونم خوشحالی را مینماید ! اما به ناگاه به سویی خیره شدم ! صدای خدایم به گوش میرسد ! مرا می‌خواند ! گفتگو با شیطان متعصب بی خاصل است ! همان صدای خوشحالی ناله میکند ! نمی‌فهمم چه میگوید ! گوش هایم در برابر صدایش کر شده !!

بی وضو به سمت قرآن اتاق در حرکتم ! بی وضو استخاره خواهم کرد ! شاید انفعالی باشد ! بی هیچ محدودیت ! این صفحه هرچه آمد ، صحبت خداست با من ! صحبت خداست با من و نه با کس دیگر ! این صفحه را برای من نوشته‌اند !

بی هیچ محدودیت بوسه بر قرآن می‌زنم  و بی هیچ محدودیت آنرا میگشایم ! صفحه محدود است اما نوشته‌هایش نامحدود ! بی هیچ محدودیتی می‌خوانم و تفسیر میکنم !

بسم الله الرحمن الرحیم  ؛ و چه جمله زیباییست که بی اختیار بر زبانم می‌آید ! خدایی که رحماان و رحیم است !

قل من یرزقکم من السماوات و الارض قل انا اوایاکم لعلی هدی او فی ضلال مبین ؛ آیا منم آن مشرک که دعوتش میکند ؟! کدام در هدایت یا ضلالتیم ؟ ما یا شما ! من از ابتدا در ضلالت چشمهای شیرینم بودم !

قل لا تسئلون عما اجرنا و لا نسئل عما تعملون ؛ کردار من ، درخور روح من است ! آتش من برای من است ! پس خود مسئول جرم خود خواهم بود !

قل یجمع بیننا ربنا ثم یفتح بیننا بالحق و هو الفتاح العلیم ؛ میگویم ! او گشاینده مشکلات و دانای اسرار است ! پس نیازی به گفتن درد درونم نیست ! تو خود عالمی بر تمام دردهای مخلوقت ! و میگشایی گره‌ام را به همان گونه‌ای که رواست و خود می‌خواهم !

قل ارونی الذین الحقتم به شرکاء کلا بل هو الله العزیز الحکیم ؛ خالق و هادی‌ام تو ! لال شود هرآنکه غیر از این گوید ! اما ناجی‌ام آنکه خود بر بالینم فرستادی و خلق کردی ! اکنون همان ناجی به دست تو گره‌ام را میگشاید ! شریک تو نیست ! اما می‌خواهم شریک شادی‌های من شود !

و ما ارسلناک الا کافة للناس بشیرأ و نذیرأ ولکن اکثر الناس لا یعلمون ؛ مگر قرارمان هنگام گشودن کتابت تنها صحبت با من نبود ؟ پس با من بگو ! وظیفه‌ام را می‌دانم وظیفه همه بشارت و انذار است ! اما نشان بده دید بینایی که درست بشناسدت ! با آرمان‌های راستین ! خدایی هستی ؛ که دخل و تصرفت ، در این دنیا ، به دست خود ماست ! قیامت ما هر آنگه که باشد ، قیامت ماست ! هرگونه که باشد ، روزی اتفاق می‌افتد و افتاده ! قیامتت راستین است همچون تو ! باشد که قبل از این قیامت راستین ، دعایم مستجاب گردد ! به وسیله تو دستهای زمینی‌ات !

**************************

پی نوشت : سوره سبا ، آیه ٢٣ تا ٣١ ؛ آیات ٢٨ تا ٣١ مثل هم تفسیر شده !

پیِ پی نوشت : و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم . و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ . به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن‌های درشت ... 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٩ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط مُرده مرداب فاتحه ها ()